اگرچه شمعي و از سوختن نپرهيزي
نبينم ات كه غريبانه اشك مي ريزي!
هنوز غصه ي خود را به خنده پنهان كن
بخند اگرچه تو با خنده هم غم انگيزي
خزان كجا تو كجا ، تك درخت من ! بايد
كه برگ ريخته بر شاخه ها بياويزي!
درخت ، فصل خزان هم درخت مي ماند
تو "پيش فصل بهار" ي ، نه اينكه پاييزي
تو را خدا به زمين هديه داده ، چون باران
كه آسمان و زمين را به هم بياميزي
خدا دلش نمي آمد كه از تو جان گيرد
وگرنه از دگران كم نداشتي چيزي!
فاضل نظري
اگر بايد زخمي داشته باشم
كه نوازشم كني
بگو تا تمام دلم را
شرحه شرحه كنم.
زخم ها زيبايند
و زيباتر آنكه
تيغ را هم تو فرود آورده باشي
تيغت سحر است و
نوازشت معجزه
و لبخندت
تنظيمي از قواره نور
و تيمار داري ات
كرشمه اي ميان زخم و مرهم.
عشق و زخم
از يك تبارند
اگر خويشاونديم يا نه
من سراپا زخمم
تو سراپا
همه انگشتِ نوازش باش.
حسين منزوي
شبانه هاي مرا مي شود سَحَر باشي
و مي شود كه از اين نيز خوب تر باشي
تداوم من و دريا و آسمان با تو
هميشگي ست، - اگر هم تو رهگذر باشي
نيازمند توام مثل زخم لب بسته
خوشاتر آنكه تو گهگاه نيشتر باشي
غروب و سوختن ابر و من تماشايي ست
ولي مباد تو اينگونه دشعله ور باشي
ببين چه دلخوشي ساده اي: همينم بس
كه ياد من – به هر اندازه مختصر باشي
چقدر دفتركم رنگ و روح ميگيرد
تو در حواشي اين متن هم اگر باشي
دوباره جذبه به پرواز مي دهد شعرم
كبوتران مرا گر تو بال و پر باشي
نگاه ميكني و من ز شوق مي ميرم
هميشه بهر من اي چشم خوش خبر باشي
من عاشق حطري با توام خوشا آن روز
كه بي دريغ تو هم عاشق خطر باشي
محمدعلی بهمنی
پ.ن. ۱. ای بصرم جای خیال شما..... دل نگرانست به حال شما. (عماد فقیه کرمانی)
۲. این روزها برای هم زیاد دعا کنیم...... لطفا!