تبريك
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ ساعت 13:54 توسط ...
|
يکبار ديگر
يکبار ديگر
من رشته هارا پنبه کردم
در خود فر رفتم به خود باز آمدم ، باز
ديدم در آنجائی که بودم ايستاده ام .
در خواب بودم :
ديوارها ، دروازه های بی کلون بود
فرسنگها ، از عقل تا مرز جنون بود .
بيدار هستم :
دروازه ها ، ديوار چين است
هر گام ، از خورشيد تا قعر زمين است .
در خواب بودم ؟
بيدار هستم ؟
فریدون ایل بیگی
پ.ن. باران، نبار!......... نه چتر دارم ....نه یار!
آدرس جدید وبلاگم مبارک! اگه خوب نیس بگین برگردم به آدرس قبلی!!!!! (royamsm2)