من ساده لوح!
نه میکشد مرا و نه آزاد می کند
بنگر که یار ، خاطر ما شاد میکند
با غیر همنشین و مرا یاد میکند!!!!!!
مرغ دلم که اینهمه فریاد میکند
فریاد از تغافل صیاد میکند
خوش نغمه بلبلان چمن را چه شد که زاغ
بر شاخ گل نشسته و فریاد می کند؟؟؟؟؟
بر ما روا مدار ستم بیش از این که دل
تا کی مگر تحمل بیداد می کند؟؟؟
من ساده لوح و دلبر عاشق فریب من
هر دم به وعده ای دل من شاد میکند!
آن بی وفا طبیب ! که ذکرش به خیر باد
دانسته ای که هیچ تو را یاد می کند؟؟؟؟؟؟؟؟
طبیب اصفهانی
.........................................................
پ.ن. :
حذف شد