...
ّهمیشه باغ شما گرچه بود در مشتم
به برگ های گلی هم نخورد انگشتم
دم تو گرم رفیقا ! دم تو گرم رفیق...
که دشنه بر جگرم می زنی نه بر پشتم
رضا شیبانی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۵ ساعت 13:6 توسط ...
|
ّهمیشه باغ شما گرچه بود در مشتم
به برگ های گلی هم نخورد انگشتم
دم تو گرم رفیقا ! دم تو گرم رفیق...
که دشنه بر جگرم می زنی نه بر پشتم
رضا شیبانی
وعدتک ... أن لا أعود.... و عُدت
و أن لا أموت اشتیاقا .... و مَُت
وعدت بأشیاء اکبر منی
فماذا بنفسی فعلت؟؟!
لقد کنت اکذب من شدة الصدق ،
و الحمد لله إنی کذبت... !
نزار قبانی