صبور باش به سودای عشق او 00000

یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
ترک رضای خویش کند در رضای یار
گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
بیند خطای خویش و نبیند خطای یار
یاران شنیده ام که بیابان گرفته اند
بی طاقت از ملامت خلق و جفای یار
من ره نمی برم مگر آنجا که کوی دوست
من سر نمی نهم مگر آنجا پای یار
سعدی
امروز به اسم سعدی نام گذاری شده ، من عاشق شعرای سعدی ام ، و اصلا به اینکه خودش کی
بوده و چه عقایدی داشته کاری ندارم.............. ، میگن نبین که می گوید ببین چه می گوید.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۲/۰۱ ساعت 11:54 توسط ...
|