باز هم عشق...!
شیوه ای که داری تو، شیوه نیست، بیماری است
هرکسی تواند برد دل به مکر و افسونی
آنچه مشکل است اما ، دلبری نه، دلداری است
کافری است رنجیدن در طریقت یاران
لاف عشق و رنجش؟نه ،یار من!نه این یاری است
من کجا توانم بود جز به یاد تو ؟ وقتی ،
خاطرات تو چون خون ، در رگان من جاری است
هرکه را که غیر از تو گوش می کنم، ناچار،
قصه ی ملال انگیز ، داستان تکراری است
با منی و تصویرت در صف تداعی ها
اختتام پیش از خواب، افتتاح بیداری است
هم تو مشکلی هم عشق ، کار مشکل است آری
مهر با تو دشواری بافته به دشواری است
حسین منزوی
من بی تو امشب دلم شادمان نیست اینجا
هر جا که هستی دلت شاد امشب......
حسین منزوی
سلااااااااااااااااااام
دلم تنگ شده بود برای شعر نوشتن برای شما!
بالاخره مجموعه اشعار حسین منزوی رو خوندم!! محشره!
باز هم از حسین منزوی برایتان خواهم نوشت!!!!!!