اندر حكايت تنهايي
جز در حالت اعتکاف ، وقتی محکوم به تنها زندگی کردن هستیم ، حتی اگر تمام ملزومات زندگی و فضای زیاد برای زندگی کردن داشته باشیم، به شدت احساس تنهایی خواهیم کرد.
احساس بدبختی یعنی زنده بودن بدون حضور داشتن آدم های دلخواه و مورد نیاز.
وقتی تنها هستیم ولی دوست داریم با دیگران باشیم، همواره امیدواریم یک نفر را پیدا کنیم ، این شخص دوست ما و کسی خواهد شد که عاشقش می شویم.وی به حرفهای ما گوش می دهد ،همراه ما یاد می گیرد و می خندد و مارا مجبور نمی کند کاری را که دوست نداریم انجام دهیم.حتی به ما کمک می کند زنده بمانیم....
بخشی از کتاب نظریه ی انتخاب:دکتر ویلیام گلاسر/ترجمه ی مهرداد فیروز بخت/انتشارات رسا

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ ساعت 13:12 توسط ...
|