مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب وروز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم وبس
که به هر حلقه ی زلف تو گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست
در ودیوار گواهی بدهد کاری هست
عشق سعدی نه حدیثی که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۱۷ ساعت 13:42 توسط ...